💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
پایگاه مقاومت امام هادی(ع)روستای دم افشان

کوهپیمایی خانوادگی بمناسبت هفته بسیج کوهپیمایی خانوادگی بمناسبت دهه فجر 94 دهه فجر مبارک هفته بسیج گرامی باد. آيا ميدانستيد 44 رويداد فاجعه خونين در سرزمين منا تصاوير نادر و قديمي از حال و هواي مراسم حج مراسم تشیع و تدفین شهدای گمنام


عکس/ تراشیدن ریش آیت الله خامنه ای به دست ساواک و واکنش ایشان

هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله ای که دور هم بود صدا بلند کرد:«آشیخ! ریش‌ات را زدند من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدالله مدت‌ها بود چانه ام را ندیده بودم که دیدم… احساس کردم من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

شنیده شده بود که ریش روحانیون را در زندان می‌تراشند. از بیرجند که راه افتاده بودند این فکر رهایش نمی‌کرد گاه موهای نه چندان پرپشت خود را می‌کشید تا به دردی که با کشاندن تیغ بر صورتش برمی‌خواست، عادت کند.«وحشت عظیمی از آن آنچه در بیرجند انتظارش را داشتم و آن عبارت بود از تراشیدن ریش، خشکِ خشک.. منتظرش بودم.»

و آن لحظه از راه رسید و در انباری سابق باز شد. آرایشگر یک گروهبان در چهارچوب در ظاهر شدند. یک صندلی هم با خود آورده بودند. به او اشاره کردند که بیاید و روی صندلی بنشیند. شنیده بود بعضی روحانیون هنگام تراشیدن ریش مقاومت کرده‌اند. شاید حضور گروهبان برای مقابله با این مقاومت ها بود. «مقاومتی نداشتم و نکردم. آماده بودم. چون می دانستم فایده ای ندارد. دست و پای من را می‌گیرند و بعد مقداری کتک می‌زنند و بعد آن کاری که نباید بشود… خواهد شد.»

نشست. منتظر بود دست آرایشگر بالا بیاید و لبه تیغ را روی صورت او مماس کند ناگهان دید آن چه روی صورت او به راه افتاده دستگاه مو زن است. تمام نگرانیها و انتظارهای موحش غیب شان زد. «این قدر خوشحال شده بودم… که بی اختیار با این سلمانی و آن گروهبان مرتب بنا کردم حرف زدن و خندیدن… تعجب می‌کردند اینها که من چه طور آخوندی هستم که دارند ریشم را کوتاه می‌‍کنم و من این قدر خوشحالم… {تمام که شد} به او گفتم استاد این آینه را بده چانه ی خودم را چند سال است ندیده‌ام… خنده اش گرفت. آینه اش را داد. بنا کردم به صورتم نگاه کردن. دیدم بله؛ آدم مثل این که خودش را درست نمی‌شناسد.»

… هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله ای که دور هم بود صدا بلند کرد:«آشیخ! ریش‌ات را زدند من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدالله مدت‌ها بود چانه ام را ندیده بودم که دیدم… احساس کردم من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم.

 

منبع: کتاب «شرح اسم»




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 ارسال نظر(1)

عصر حجر

عصر حجر

برگشت گفت: آخه این چیه سرت کردی ، مثل امل ها !!!  مثل اینکه باورت نشده قرن بیست و یکه و شبیه مردم عصر حجر می گردی !!! گفتم: واقعاْ ؟! عصر حجر یعنی کی ؟! گفت:چه مي دونم 14 قرن پيش....

نظر یادت نره همسنگر




ادامه مطلب...
نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

تنها چهار جمله برای تفهیم کافی ست

 زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد…

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که…
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

 




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : سه‌شنبه 14 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

" خدا وجود دارد"


 مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت. در بین کار، گفتگوی جالبی بین آن مرد و آرایشگر، در مورد « خدا» صورت گرفت.

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا؟

آرایشگر گفت: کافیست به خیابان بروی و ببینی. مگر میشود با وجود خدای مهربان این همه مریضی،درد و رنج وجود داشته باشد؟!

مشتری چیزی نگفت وبعد از اینکه اصلاح سرش تمام شد، از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد، مردی را با مو های ژولیده و کثیف، در خیابان دید. با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت: می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند.

آرایشگر با تعجّب پرسید :چرا این حرف را میزنی؟! من اینجا هستم و همین الآن موهای تو را مرتّب کردم.

مشتری با اعتراض گفت: پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آرایشگاه وجود دارند؟!

آرایشگر پاسخ داد: آرا یشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمی کنند.

ومشتری گفت:دقیقا همین است. خدا وجود دارد، فقط مردم به او مراجعه نمی کنند! برای همین است که این همه درد و رنج در دنین وجود دارد.

 

                                          "پایان"




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : سه‌شنبه 14 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

پرسش و پاسخ
 
پاسخ به سوالات شرعی و شبهات دینی (کلیک کنید)
 



نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

بدون مجوز ، کربلا بروید

بدون مجوز ، کربلا بروید

وزیر جهانگردی عراق در دیدار رییس سازمان حج و زیارت ایران از لغو روادید زائران ایرانی به کشور عراق در آینده نزدیک خبر داد و همچنین نسبت به بازنگری در نرخ پروازهای هوایی این کشور قول مساعد داد.

پايگاه امام هادي دم افشان

░▒(پایگاه امام هادي)▒░




ادامه مطلب...
نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

بازتاب سخنان امام خامنه ای در رسانه های عربی و منطقه اي ،فيلم

بازتاب سخنان امام خامنه ای در رسانه های عربی و منطقه

دانلود فیلم




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

سخنرانی مهم مقام معظم رهبری در شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران

سخنرانی رهبر معظم انقلاب در محل اجلاس غیرمتعهدها

متن کامل سخنرانی مقام معظم رهبری در شانزدهمین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران،لطفا به ادامه مطلب بروید.

░▒(پایگاه امام هادي دم افشان)▒░

░▒(پایگاه امام هادي)▒░




ادامه مطلب...
نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

اظهارات تأمل برانگیز مرسی در کنفرانس غیرمتعهدها

اظهارات تأمل برانگیز مرسی در کنفرانس غیرمتعهدها

در حالی که رهبر و رئیس جمهور ایران در بیانات خود بر اصلاح سازوکار سازمان ملل تأکید کردند، رئیس جمهور مصر در سخنانی که در نوع خود قابل تأمل بود، بخش مهم اظهاراتش را به حمایت از گروه های تروریستی در سوریه اختصاص داد.رئیس جمهور مصر با اظهارات خود مرتکب خطایی استراتژیک و موجب شادمانی دشمنان جهان اسلام شد.

░▒(پایگاه امام هادي دم افشان)▒░

░▒(پایگاه امام هادي)▒░




ادامه مطلب...
نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

هدیه خانواده شهدای هسته ای به دبیر کل سازمان ملل

به رغم آنکه بان کی مون با تقاضای دیدار خانواده شهدای هسته ای موافقت نکرد و به آنها وقت ملاقات نداد، این خانواده ها شاخه گلی را به نشانه صلح و دوستی ملت ایران به وی هدیه دادند.

░▒(پایگاه امام هادي دم افشان)▒░

در اجلاس سران جنبش غیر متعهد، خانواده شهدای هسته ای یعنی همسر شهید علیمحمدی، خانواده شهید مصطفی احمدی روشن و همسر و فرزند شهید رضایی نژاد، ظهر امروز در محل دیدارهای بان کی مون در اجلاس سران جنبش غیر متعهد در تهران، حضور یافتند تا بتوانند ملاقاتی هرچند کوتاه با وی داشته باشند. اما بان کی مون به آنها وقت ملاقات نداد و دیدار برگزار نشد.

 

همسر شهید علیمحمدی در خطاب به مارتین سخنگوی بان کی مون گفت: شاخه گلی را به شما تقدیم می کنم تا به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد هدیه کنید.

وی افزود: همواره آرزو داشتم تا با دبیر کل سازمان ملل متحد دیدار کنم و درد و دلهای خود را با وی بیان کنم، اما ایشان وقت ملاقات ندادند.

 

همسر شهید علیمحمدی خطاب به مارتین، سخنگوی بان کی مون تاکید کرد: اگر رئیس سازمان ملل بعد از ترور همسر اینجانب بیانیه می دادند و این ترور را محکوم می کردند، دیگر ما شاهد ترورهای دیگر در کشورمان، ایران نبودیم.

همسر شهید علیمحمدی در حالی که شاخه گل را برای بان کی مون می فرستاد، گفت: این شاخه گل نشانه صلح و دوستی ملت ایران است.

منبع:http://www.heiat110.loxblog.com/




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه مقاومت امام هادی(ع)روستای دم افشان مي باشد.