💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
پایگاه مقاومت امام هادی(ع)روستای دم افشان

کوهپیمایی خانوادگی بمناسبت هفته بسیج کوهپیمایی خانوادگی بمناسبت دهه فجر 94 دهه فجر مبارک هفته بسیج گرامی باد. آيا ميدانستيد 44 رويداد فاجعه خونين در سرزمين منا تصاوير نادر و قديمي از حال و هواي مراسم حج مراسم تشیع و تدفین شهدای گمنام


مذهب شیعه چرا مذهب جعفرى نامیده شد؟ ...

مذهب شیعه چرا مذهب جعفرى نامیده شد؟ ...



هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده‏اید که چرا ما شیعیان را پیروان مذهب جعفرى مى‏خوانند؟ در میان امامان دوازده گانه شیعه ‏چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟ با توجه به این که ‏امام جعفر صادق علیه السلام ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان ‏وضعیت ‏شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوى یا حسنى یا حسینى یا سجادى و یا باقرى نامیده نشده است؟ آنچه در پى مى‏آید توضیحى است ‏بر راز این نام گذارى.

عرصه تئورى‏ها و دیدگاههاى علمى و فرهنگى در میان دانشمندان و فرهیختگان همواره عرصه ابقاى بهترین اندیشه‏ها بوده است. هر نظریه‏اى آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود که محتوایى ‏بهتر از آن را به بشریت هدیه کرده باشد و الا مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. مکتب‏هاى فکرى بزرگ نیز همواره باید داراى چنین ‏ویژگى باشند تا بتوانند در دل بشر جایى باز کنند. نگاهى به ‏دستاورد مکتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلى عرب بدان ‏دلبسته بود و مبناى رفتار فردى و اجتماعى خود قرار داده بود مى‏تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه‏هاى جاهلانه نشان ‏دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله در دعوت خود ضمن پذیرش سنت‏هاى پسندیده انسانى ‏در میان اعراب آنگاه که به نفى ضد ارزشها مى‏پرداخت طرح‏هاى ‏جایگزین نیز ارائه مى‏کرد تا مخاطبان او احساس خلاء نکنند.

سال ها پیش از امامت ‏حضرت صادق علیه السلام تقریبا یکصد و سیزده سال پیش، جد ایشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روزى گرم و سوزان و به هنگام بازگشت‏ از آخرین حج‏ خود در غدیر خم جانشینى خویش را به فرمان خداى به ‏امام على علیه السلام واگذار کرد و بر اساس منابع شیعى و بعضى از منابع ‏اهل سنت از مردم در این باره بیعت گرفت. اما صلاحدید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به دلایلى مورد پذیرش بعضى از صحابه ‏قرار نگرفت و با رحلت ‏حضرت، خلافت در سقیفه بنى‏ساعده‏ مسیرى تازه یافت.
شاید راز بسیارى از شکست‏هاى فردى و اجتماعى مصلحان در طول ‏تاریخ همین بوده که طرح جایگزین نداشته‏اند به همین نمونه تاریخ ‏معاصر ایران توجه کنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامى ‏و این که چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته ‏باشد اما انقلاب اسلامى به رهبرى امام موفق به براندازى یک نظام ‏شد؟

شاید مهمترین نکته در همین طرح جایگزین بوده است. امام ‏خمینى(ره) طرح جایگزین سلطنت را داشت اما روحانیت در مشروطیت ‏به ابعاد این موضوع آن چنان که بایسته است نیاندیشیده بود و این سرانجام هر حرکت ‏سیاسى و فکرى است که فقط طرح براندازى ‏داشته باشد و نه طرح جایگزین!

امام جعفرصادق علیه السلام در مسیر تکاملى حرکت‏ شیعه گام دوم را برداشته ‏بودند. یعنى پس از آن که مردم بر اثر مجاهدت‏هاى امامان پیشین به ‏ناصحیح بودن مذهب رسمى و دیگر اندیشه‏هاى منبعث از آن و نیزحرکت‏هاى سیاسى مبتنى بر آن در سالهاى گذشته پى بردند آماده ‏بودند تا طرح جایگزین مکتب اهل‏بیت را دریافت کنند و امام‏ صادق علیه السلام همان بزرگوارى است که با توجه به یک موقعیت استثنایى ‏تاریخى طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه کرد و امامان دیگر به شرح و بسط بعضى از ابعاد آن پرداختند.




دوره امامت ‏حضرت که از سال 114 هجرى آغاز شده تا سال 148 هجرى‏ ادامه یافت. (1) یکى از شرایط بحرانى تاریخى در اسلام بود زیرا که بنیان حکومتى یکصدساله فرو ریخته بود و بنیان حکومت‏ پانصد ساله‏اى پى‏ریزى مى‏شد و همت اصلى سران حکومت تازه، کوبیدن ‏مخالفان بود. مثلا توجه کنید که از سال 132 که رسما حکومت‏ عباسیان آغاز شد تا سال‏137 هجرى سردمداران آن از هیبت و عظمت‏ یکى از بزرگترین سرداران خود یعنى ابومسلم خراسانى هراس داشتند و تا او را با حیله و فریب نکشتند (2) احساس آرامش نکردند و امام صادق علیه السلام با توجه به این فضا، پایه‏هاى فکرى نظام تشیع یا طرح جایگزین را بنا نهاد.

امویان با توجه به سابقه ناشایست‏ خود در میان امت اسلامى‏ جدى‏ترین رقیب خویش را بنى‏هاشم و علویان مى‏دانستند و براى ‏بى‏مقدار نشان دادن رقیب به هر حربه‏اى متوسل مى‏شدند. از جمله به ‏ساختن احادیث و روایاتى دست ‏یازیدند تا حسن سابقه بنى‏هاشم و علویان را که به ویژه در سایه فداکارى‏هاى حضرت على علیه السلام به اعتبارى ‏فوق تصور دست‏ یافته بودند بیالایند.

سال ها پیش از امامت ‏حضرت صادق علیه السلام تقریبا یکصد و سیزده سال پیش، جد ایشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روزى گرم و سوزان و به هنگام بازگشت‏ از آخرین حج‏ خود در غدیر خم جانشینى خویش را به فرمان خداى به ‏امام على علیه السلام واگذار کرد و بر اساس منابع شیعى و بعضى از منابع ‏اهل سنت از مردم در این باره بیعت گرفت. (3) اما صلاحدید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به دلایلى مورد پذیرش بعضى از صحابه ‏قرار نگرفت و با رحلت ‏حضرت، خلافت در سقیفه بنى‏ساعده‏ مسیرى تازه یافت. چند تن از صحابیان مهاجر در برابر انصار که ‏خود دچار دو دستگى شده بودند با استناد به حق خویشاوندى با پیامبر صلی الله علیه و آله خلافت را حق خود دانستند (4) نه حق انصار. و با آن که‏ امام على علیه السلام خویشاوندى روشنترى با پیامبر صلی الله علیه و آله داشت ‏به این بهانه ‏که عرب نمى تواند امتیازات بیش از اندازه‏اى را براى بنى‏هاشم ‏بپذیرد و قبلا نبوت به بنى‏هاشم رسیده بود و اینک خلافت ‏باید به ‏دیگر تیره‏هاى قریش برسد خود را شایسته خلافت دیدند. (5)

از پس این تدبیر، مسیر قدرت سیاسى درامت اسلامى دگرگون شد و به ‏تدریج هر چه بر سال ها افزوده مى‏شد این دگرگونى نیز بیشتر خود را نشان مى‏داد به گونه‏اى که در سال 35 قمرى که اندکى از انحرافات خود را نشان داده بود و امت اسلامى به چشم خویش بعضى‏از آن را مى‏دید شورشى رخ داد که خلیفه سوم در طى آن کشته ‏شد. (6)

همچنین انتصاب یزید به جانشینى نیز پیامدهاى جدى به همراه داشت ‏و معاویه فقط با زور و شمشیر و تهدید توانست ‏براى ‏بیعت یزید بگیرد. با وجود شخصیت‏هاى مطرحى چون امام حسین علیه السلام در میان ‏امت اسلامى معاویه پسرش یزید را به مدارا با ایشان ترغیب ‏کرد.

به گواهى جنگ هاى سه گانه‏اى که امام على علیه السلام با ناکثین، قاسطین و مارقین انجام داد (7) ، مى‏توان پذیرفت که جامعه اسلامى دچار بحرانى عمیق شده بود؛ بحرانى که در تبدیل خلافت ‏به ملوکیت ‏خود را نشان داد و خاندان بنى‏امیه که بیش از این در میان مسلمانان ‏جایگاهى نداشتند و طلقاى(آزادشدگان) پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح مکه ‏بودند، (8) با موقعیت‏ سنجى سیاسى به اقتدار رسیدند و حکومتى 90ساله را بنیان نهادند. سیاست عرب‏گرایى امویان موجب شد تا مخالفت‏هایى با آنان در جهان اسلام رخ دهد و تحلیل گران یکى ازعلل سقوط این سلسله را همین سیاست مى‏دانند. (9)

امویان با توجه به سابقه ناشایست‏ خود در میان امت اسلامى‏ جدى‏ترین رقیب خویش را بنى‏هاشم و علویان مى‏دانستند و براى ‏بى‏مقدار نشان دادن رقیب به هر حربه‏اى متوسل مى‏شدند. از جمله به ‏ساختن احادیث و روایاتى دست ‏یازیدند تا حسن سابقه بنى‏هاشم و علویان را که به ویژه در سایه فداکارى‏هاى حضرت على علیه السلام به اعتبارى ‏فوق تصور دست‏ یافته بودند بیالایند.

جاعلان حدیث نخست‏ به جعل روایاتى در مذمت ‏حضرت على علیه السلام پرداختند. (10) و در مرحله دوم از اختلاف میان خلفا و امام ‏على علیه السلام هر آنچه نیکى و سجایاى اخلاقى بود به رقیبان آن حضرت‏ نسبت دادند و در برابر هر فضیلتى که براى امام وجود داشت ‏احادیثى را درباره فضیلتى مشابه براى رقیبان نیز جعل کردند (11) تا آنچه امام على علیه السلام بدان‏ها ممتاز بود عادى جلوه کند و در نهایت همانند یکى از اصحاب پیامبر تلقى شود نه بالاتر و در مقام خلافت هم خلیفه‏اى چونان دیگران معرفى شود که حتى به ‏سیاست‏هاى زیرکانه روزگار نیز که عبارت از حیله و مکر و فریب ‏باشد آگاه نیست. (12)

شاید یکى از علل واقعى مخالفت امام صادق علیه السلام با قیام زید بن على‏ بن الحسین علیه السلام براساس روایاتى که مخالفت ‏حضرت را نشان ‏مى‏دهد، پیش از هر چیزى فضاى نامناسب آن بود که اتفاقا بسیار مورد سوء استفاده عباسیان قرار گرفت، به گونه‏اى که مزار پسرش‏ یحیى در خراسان که قبلا از سوى ابراهیم امام به عنوان منطقه ‏نفوذ تبلیغاتى مطرح شده بود و احتمالا تشویق او به قیام و خونخواهى پدر از سوى داعیان عباسى احتمالى است که نمى‏توان به‏ سادگى از آن گذشت. زیرا شهادت یحیى در خراسان به سال‏126 هجرى‏ در شورش عباسیان و سقوط امویان در خراسان مهم ارزیابى شده‏ است.

امویان به این نیز اکتفا نکردند و فرمان سب امام على علیه السلام را بر منابر و در خطبه‏ها و پس از هر نماز اعلام کردند (13) که تا پایان ‏حکومت آنها به جز مقطع کوتاه خلافت عمربن عبدالعزیز (14) (99 تا101 هجرى) باقى بود.

شایان توجه است که پرداختن به موضوعاتى چون ایمان ابوطالب، پدر حضرت على علیه السلام در هنگام مرگ که همواره یکى از نقاط اختلاف میان‏ شیعه و سنى بوده است و طرفین در این باره کتابهایى ‏نوشته‏اند. (15) با توجه به کفر ابوسفیان که تا حمله مسلمانان به ‏مکه و ایمان اجبارى او، حمله به ابوطالب و طرح ایمان او با همین انگیزه بود و به گفته یکى از محققان، اگر ابوطالب، پدر حضرت على علیه السلام نبود هرگز مورد تهاجم قرار نمى‏گرفت. (16) علاوه ‏براین در عرصه اجتماعى، صلح‏ اجبارى امام حسن علیه السلام (18) بسیاری از علویان را ظاهرا از صحنه سیاسى جامعه ‏حذف کرد. هر چند امام با زیرکى موادى را در صلح نامه گنجانده بود که فقط از آن طریق مى‏شد ماهیت‏ بسیار متظاهر معاویه را به جامعه ‏نشان دهد. موادى چون عدم اذیت و آزار شیعیان على و عدم تعیین ‏جانشین از سوى معاویه دو ماده مهم این قطعنامه بودند که با زیر پا گذاشته شدن از سوى معاویه چهره واقعى او را نشان دادند.

هنگامى که حجربن عدى یکى از شیعیان امام على علیه السلام توسط ماموران ‏معاویه به شهادت رسید موجى از مخالفت‏ با سیاست‏هاى معاویه به ‏وجود آمد که از آن میان مى‏توان پاسخ تند امام حسین علیه السلام به نامه ‏معاویه اشاره کرد. (19)

همچنین انتصاب یزید به جانشینى نیز پیامدهاى جدى به همراه داشت ‏و معاویه فقط با زور و شمشیر و تهدید توانست ‏براى ‏بیعت یزید بگیرد. (20) با وجود شخصیت‏هاى مطرحى چون امام حسین علیه السلام در میان ‏امت اسلامى معاویه پسرش یزید را به مدارا با ایشان ترغیب ‏کرد. (21)

تا این زمان که سال 60 هجرى بود به نظر مى‏رسید اندیشه امامت ‏شیعى در محاق قرار گرفته بود اینک امام حسین علیه السلام در شرایطى ‏متفاوت قرار داشت که از یک سو همراه پیروزى‏هاى مسلمانان در خارج از شبه جزیره عربستان و آوازه داخلى آن بود (22) و از سوى‏ دیگر یزید بن معاویه خلیفه تازه، شخصیت اجتماعى مورد قبولى ‏نداشت و بسیارى از مسلمانان و صحابه و تابعین او را به دیانت ‏نمى‏پذیرفتند. کسى چون ابوایوب انصارى که خود را موظف به شرکت‏ درهمه نبردهاى مسلمانان با کفار مى‏دانست ‏یکبار با شنیدن امارت‏ و فرماندهى یزید از شرکت در نبرد سرباز زده بود. (23)

امام حسین علیه السلام با درک صحیح این موقعیت در شرایطى که به نظر مى‏رسید خلافت در دست امویان به سلطنت تبدیل شده و آنان از هر وسیله‏اى از جمله دین براى نشان دادن مشروعیت‏ خود سودى بردند امام با مشروعیت ذاتى خود به عنوان نواده بنیانگذار دین اسلام ‏مى‏توانست رویاروى مشروعیت‏ خود ساخته امویان بایستد و با سخن و نهضت‏ خود به اصلاح امت ‏بپرازد. همان که هدف امام علیه السلام بود. (24)

ایشان مى‏توانست نسب خویش به پیامبر صلی الله علیه و آله را به مردم یادآور سازد و بدان استناد جوید چنانکه در هنگام درخواست ‏بیعت ‏یزید فرمود:

«مثلى لایبایع مثله‏» همچو منى (با این شرافت نسبى) با چون‏ اویى بیعت نخواهد کرد. (25)

مهمترین بازتاب قیام و شهادت امام حسین علیه السلام از بین بردن باقى ‏مانده آبروى اجتماعى و جایگاه دینى امویان در میان مردم بود.

امام نشان داد که امویان چگونه پسر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را که آن ‏همه حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله در فضیلت او رسیده بود به قتل ‏رسانند. (26)

امام نه‏ى بزرگی را گفت و ماهیت نفاق بنیاد امویان را برملا کرد که چگونه به تنها چیزى که نمى‏اندیشند دین الهى است. و حاضرند احکام مسلم اسلامى را به خاطر حفظ قدرت زیر پا بگذارند. شرح‏ رفتارى که سپاهیان اموى با خاندان امام حسین علیه السلام کردند این مهم ‏را به نمایش گذاشت. (27) و این چهره پنهان شده در سرکوب خونین و هتک حرمت از مردم فضاحت‏ با تخریب خانه خدا تکمیل گردید. (29) تاثیر قیام امام‏ حسین علیه السلام بدون تردید آن قدر سریع بود که با مرگ زودهنگام یزید در سال 64 هجرى پسرش معاویه دوم تنها چهل روز حکومت کرد و درخطبه‏اى اعلام نمود که پدر و جد او غاصب خلافت ‏بودند و خود استعفا کرد. (30) اما این تازه آغاز کار بود. جامعه اسلامى به تدریج متوجه ظلم و ستم بنى‏امیه مى‏شد و شورش‏ها دوباره به راه افتادند. شورش‏هاى‏ توابین در سال 6665 هجرى به خونخواهى امام حسین علیه السلام (31) ، مختار ثقفى در67 هجرى و پیروزى او و قصاص قاتلان امام حسین علیه السلام و یارانش (32) و نیز شورش‏هاى دو باند خوارج در نقاط گوناگون جهان‏ اسلام معادله (33) را به نفع بنى‏هاشم تغییر داد.

در واپسین سال نخستین سده اسلامى خلیفه نجیب اموى عمربن‏عبدالعزیز براى نخستین بار دستور داد تا سب امام على علیه السلام بر منابر و در خطبه‏ها حذف شود و فدک دوباره به بنى‏هاشم و علویان ‏بازگردانده شود. (34)

اما به نظر مى‏رسید نهالى که امام حسین علیه السلام با خون خود آبیارى‏ کرده بود اینک به ثمر نشسته و زمان بهره بردارى از آن فرامى‏رسید.

اینک به اختصار وضعیت ‏بنى‏هاشم را پس از شهادت امام حسین علیه السلام پى‏مى‏گیریم:

نخستین جرقه‏هاى اختلاف در میان بنى‏هاشم احتمالا پس از شهادت امام‏ حسین علیه السلام رخ داد. آن هنگام که گروهى مشهور به کیسانیه معتقد به ‏امامت محمد حنفیه شدند که از نظر سنى از امام سجادعلیه السلام بزرگتربود و به عنوان عالمى علوى مورد احترام مردم، (35) مختار در شورش‏ خود معتقد بود که به اجازه او قیام کرده است. محمد (36) حنفیه ‏در سال 81 هجرى‏ درگذشت. (37) و گروهى به سراغ پسرش ابوهاشم رفتند و امامت او را معتقد شدند که تا سال‏99 هجرى زنده بود و در این‏سال به هنگام مرگ بنابر روایت جعلى بعدى توسط بنى‏عباس ابوهاشم ‏که فرزندى نداشت امامت را به محمدبن على ‏بن عبدالله بن عباس‏ واگذار کرد. (38) و امامت اینگونه از علویان به عباسیان منتقل ‏شد.

همزمان با گسترش دعوت عباسیان که شعار خود را «الرضاء من آل‏ محمد» قرار داده و به دستور ابراهیم امام از افشاى نام واقعى‏ امام و رهبر پرهیز مى‏کردند. (39) واژه آل محمد که عنوان ویژه ‏تیره علوى بود به کار عباسیان آمد. تقسیم بندى ابراهیم امام از وضعیت‏ شهرها نشان از آمادگى ایرانیان براى قیام دارد و نیزعلاقه آنان به اهل‏بیت علیهم السلام (40) یک حرکت موازى از سوى بنى‏عباس مردم را فریفته بود چنانکه بعضى‏ از بزرگان همراه این نهضت مانند ابوسلمه خلال که به این فریب پى‏ برده بود به جرم هوادارى از خلافت علویان اعلام شد. (41)

جد او امام حسین علیه السلام با قیام خونین خود دل هاى بسیارى از مسلمانان را در گوشه و کنار جهان اسلام متوجه اهل‏بیت پیامبرصلی الله علیه و آله کرده بود و در زمان امام صادق علیه السلام حکومتى روى کار آمده بود که ‏از شعار«الرضا من آل محمد(ص‏(» استفاده و سپس آل محمد واقعى ‏را کنار زده بود و مردم نیز پذیرفته بودند. این همه دگرگونى و تلون در جامعه اسلامى معلول چه عواملى مى‏توانست ‏باشد؟

شاید یکى از علل واقعى مخالفت امام صادق علیه السلام با قیام زید بن على‏ بن الحسین علیه السلام براساس روایاتى که مخالفت ‏حضرت را نشان ‏مى‏دهد، (42) پیش از هر چیزى فضاى نامناسب آن بود که اتفاقا بسیار مورد سوء استفاده عباسیان قرار گرفت، به گونه‏اى که مزار پسرش‏ یحیى در خراسان که قبلا از سوى ابراهیم امام به عنوان منطقه ‏نفوذ تبلیغاتى مطرح شده بود و احتمالا تشویق او به قیام و خونخواهى پدر از سوى داعیان عباسى احتمالى است که نمى‏توان به‏ سادگى از آن گذشت. زیرا شهادت یحیى در خراسان به سال‏126 هجرى‏ در شورش عباسیان و سقوط امویان در خراسان مهم ارزیابى شده‏ است. (43)

روى کار آمدن عباسیان امت اسلامى را در تحولى تازه قرار داد و بنیان حکومتى 90 ساله را فرو ریخت و حکومتى پانصد ساله را به ‏قدرت رساند. اما آنچه مهم است نقش موازى عباسیان بود که در شرایط ویژه تاریخى با یک سوء استفاده بزرگ به قدرت رسیدند.

بسیار طبیعى بود که منتظر یک حرکت نسنجیده در عرصه سیاسى از سوى نماینده مهم و بزرگ علویان باشند. چنانکه در ماجراى قیام ‏محمد نفس زکیه در سال 145 رخ داد و منصور بهره بردارى بزرگ از آن به نفع عباسیان انجام داد. (44)

امام صادق علیه السلام که به دقت همه این تحولات اجتماعى را زیر نظر داشت ‏فضاى سیاست را هرگز آماده یک قیام علنى سیاسى ندید. آنچه که‏ جامعه اسلامى از آن رنج مى‏برد زیر ساخت فکرى بود والا ایشان به‏ هیچ وجه کمتر از شخصیتى چون ابومسلم نبود این را از نامه ‏تاریخى ابومسلم به امام که ایشان بدون خواندن آن را به آتش ‏سپرده بودند، مى‏توان فهمید. پرسش بزرگ مطرح این بود: چه باید کرد؟

جد او امام حسین علیه السلام با قیام خونین خود دل هاى بسیارى از مسلمانان را در گوشه و کنار جهان اسلام متوجه اهل‏بیت پیامبرصلی الله علیه و آله کرده بود و در زمان امام صادق علیه السلام حکومتى روى کار آمده بود که ‏از شعار«الرضا من آل محمد(ص‏(» استفاده و سپس آل محمد واقعى ‏را کنار زده بود و مردم نیز پذیرفته بودند. این همه دگرگونى و تلون در جامعه اسلامى معلول چه عواملى مى‏توانست ‏باشد؟

دراین فضاى تیره که مذاهب اهل‏سنت در حال شکل‏گیرى بودند چه چیزى ‏مى‏توانست ‏شیعه را پایدار سازد؟ آنچه که به درون فرهنگ مردم راه ‏یابد و تفسیر آنها را از رابطه خود با خدا و جامعه اسلامى ‏دگرگون سازد.

پس در حقیقت گام دوم در بنیانگذارى یک مکتب را حضرت صادق علیه السلام برداشت. گویا مردمى که از پس قیام امام حسین علیه السلام دلداده این ‏خاندان شده بودند به سراغ آنها آمده و مى‏پرسیدند که اگر نه ‏امویان و نه عباسیان شما چه مى‏گویید؟ و چه تفسیرى از اسلام‏ دارید؟ و به عبارت روشن‏تر طرح جایگزین شما چیست؟

نشان دادن یک تفسیر جامع از خدا، رابطه مردم با او و انسان مورد نظر اسلام در آن زمان مهمترین دغدغه‏هاى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بوده است اعتقادات عقلانى، اخلاق بایسته و دستورالعمل‏هاى فردى و اجتماعى(فقه) مهمترین حوزه هایى بود که امام صادق علیه السلام در آنها به طرح و اندیشه دینى پرداختند و چون چنین شد، تشیع داراى ‏شناسنامه رسمى گردید و مذهب ما به نام ایشان مزین شد.


--------------------------------------------------------------------------------

پى‏نوشتها:

1- بحارالانوار، ج‏47، ص‏6.

2- تاریخ طبرى، ج‏6، ص‏123; منشورات مکتبه اورمیه.

3- الغدیر،امینى، ج 1، ص 152 تا 158، چاپ دارالکتب العربى‏لبنان.

4- تاریخ طبرى، ج 2، ص 455.

5- تاریخ خلفا، رسول جعفریان، ص 30.

6- تاریخ طبرى، ج‏3، ص‏399.

7- همان، ج‏3، ص.

8- همان، ج 2، ص 520; ج‏3، ص 1 تا 10.

9- تاریخ تحلیلى اسلام، شهیدى، چاپ نشر دانشگاهى سال 1374، ص‏200.

10- تاریخ سیاسى اسلام، رسول جعفریان، ص 90 و89.

11- همان، ص 92 و 91.

12- نهج البلاغه، خطبه 118.

13- بحارالانوار، ج 44، ص 125.

14- شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏الحدید، ج 4، ص‏56.

15- مانند کتاب ایمان ابوطالب شیخ مفید که علامه امینى درمقدمه‏الغدیر، ج 1، ص‏23 و 24 در این باره سخنانى دارد.

16- همان، ج 1 تا 10 در صفحه 48 فهرست موضوعى الغدیر، آدرس‏مفصل همه موارد آمده است .

17- الاغانى، اصفهانى، ج‏16، ص‏2667.

18 تاریخ طبرى، ج 4، ص 30، حوادث سال 40 هجرى; ارشاد شیخ‏مفید، ص 170.

19- انساب الاشراف، بلاذرى، ج 2، ص 744، حدیث‏303.

20 الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، ج 1، ص 175; ابن اعثم،الفتوح، ج 4، ص 226225.

21- تاریخ سیاسى اسلام، ص‏127.

22- تاریخ طبرى، ج 4، حوادث سالهاى 50 تا 60 هجرى.

23- طبقات، ابن سعد، ج‏3، ص 485، چاپ دارصادر بیروت.

24- حماسه حسینى، شهید مطهرى، ج‏3، ص 380، انتشارات صدرا.

25- تاریخ سیاسى اسلام، ج 2، ص‏26- تاریخ طبرى، ج 4، ص 257301.

27- همان، ص 36870.

28- همان، ص‏383.

29- همان، ص‏426.

30- همان، ص‏487.

31- همان، ص‏579.

32- کامل ابن اثیر، ج 2، ص 225; تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 305.

33- تاریخ سیاسى اسلام، ص 260.

34- الفتوح، ج‏6، ص 95; انساب الاشراف، ج 5، ص 221.

35- تاریخ سیاسى اسلام، ص 266265.

36- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 250 248; انساب الاشراف، ج 4، ص‏18.

37- تاریخ سیاسى و اجتماعى خراسان در زمان حکومت عباسیان،التون، ل، دنیل، ترجمه مسعود رجب‏نیا، ص 28.

38- همان، ص‏46.

39- همان، ص 115 و 114.

40- شخصیت و قیام زید بن على، رضوى اردکانى، ص 489504،انتشارات علمى فرهنگى.

41- تاریخ سیاسى و اجتماعى خراسان در زمان حکومت عباسیان، ص‏38.

42- تاریخ طبرى، ج 4، حوادث سال 145.

43- بحارالانوار، ج‏47، ص 200.

44- تحف العقول، ابن شعبه حرانى،ص 25660.

 




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : یکشنبه 09 بهمن 1390 ارسال نظر(1)

شهید تیمور قربانی


نام: تیمور


نام خانوادگی:قربانی


نام پدر:ولی

 

نام طایفه: قره قلاق


وضعیت تاهل: مجرد


مذهب: شیعه


دین: اسلام


تابعیت: ایرانی


تاریخ تولد: 1344/9/10


تاریخ شهادت :
1362/5/5


محل شهادت:حاج عمران


محل دفن: گلزار شهدای ایوب نبی (ص)


یگان اعزامی: بسیج


شغل :محصل


آدرس: مرودشت, روستای دم افشان رامجرد




 




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : یکشنبه 09 بهمن 1390 ارسال نظر(1)

شهید قربانعلی افشاری

 

نام: قربانعلی


نام خانوادگی: افشاری


نام پدر: غریب


نام ایل: فرهادی


وضعیت تاهل: مجرد


مذهب : شیعه


دین : اسلام


تابعیت: ایرانی


تاریخ تولد: 1345/12/1


تاریخ شهادت: 1366/3/28


نام عملیات:نصر3


محل شهادت:نهر عنبر


محل دفن: گلزار شهدای ایوب نبی (ص)


یگان اعزامی:ارتش


شغل: سرباز وظیفه

جمعی لشکر 21 حمزه


آدرس:مرودشت, روستای دم افشان رامجرد







نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : یکشنبه 09 بهمن 1390 ارسال نظر(0)

طایفه بادکی

بابابیگ از طایفه بادکی بختیاری (جد خاندان ستوده)


بخشی از کلمات تیره یا طایفه بادکی


الکی = همین جوری
اوشه = حیاط
اَردَم نداره = عار و تقلید نداره
آفتین = آستین
آرقید = دسته ی سه پایه ای که با آن مشک میزنند
اورسی = کفش
آلو = سیب زمینی
آریس = عروس
اور = ابر
ابر کوار = آسمان ابری ( ابر لای )
اُورد = آورد
آمدک = آمد
اَنومه = بد شکل
اِنتلای = مریض
اُوری = وارونه – برعکس
 

 

اوزه دراز = بد آوازه
اُوره = تاب
اَلیق = علوفه ای که برای گاو از تفاله درست می کنند
اَرقه = شیطان – بازیگوش
آلیده = چیزی به ظرف آغشته باشد
اوزه (بز اوزه ) = بزی که گوشش سفید وبدنش سیاه باشد
آشپاله = آبکش – صافی
اِسدَم = گرفتم
اَرچل = اذیت کن
اُخت نبودن = عادت نداشتن
اُسَر = آن طرف
اَو نان جوش = اشکنه – یک نوع غذا
آب پلو = پَسآب
اَوقمو = جای ایستادن آب
اُتُل = اتومبیل
آپاردی = زیرک
آرد بیز = الک
آرمه = زن بارداری که هوس کند – ویار
آزگار = یک مدت – زمانی
آسک = آسیاب
آموخته = عادت کرده
اِشکزه = هیزم
اُغُر ( بد اُغُر ) = بد اخلاق
اَلا بختکی = همین جوری
اَلُم = ارزن
اَلَم شنگه = دعوا
اَلو گرفتن = آتش گرفتن
اِلوار شدن = حالتی که نتواند از جا بلند شود
اَلَه وَ له = در هم بر هم
اُوزیده = آویخته
اَرجین = درخت اَرژن
آرخولوق = یک نوع لباس
اِشکم = شکم
اِشتو = عجله
اَلشت = عوض
اُسا = آن وقت
اوکش = خورجین

برگرفته:www.badaki.loxblog.ir




ادامه مطلب...
نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(1)

زیارتگاه حضرت ایوب(ع)
زیارتگاه حضرت ایوب(ع)
این زیارتگاه در3/5 کیلومتری روستای دم افشان (٣٠ کیلومتری شهر مرودشت) واقع شده است هم اکنون در حال بازسازی مرمت می باشد  و در طی سال پذیرای تعداد زیادی زائر می باشد که از همه جا برای زیارت و سیاحت به این مکان مقدس سفر می کنند.خصوصا در ایام ماه محرم (عاشورا) دسته های زنجیر زنی و سینه زنی در این مکان جمع می شوند و به عزاداری می پردازند.
در این بقعه چشمه ایی وجود دارد که مردم اعتقاد دارند آب آن شفابخش است و برای تبرک می نوشند و یا از آن چای درست می کنند و می خورند و همچنین برای خوردن به خانه های خود می برند.
درختان سرسبز و سکوبندی سیمانی در کنار بقعه منظره زیبایی را به این زیارتگاه داده است و همچنین قرار گرفتن در دل کوه باعث می شود هر بیننده ایی مجذوب آن شود.
 قبرستان بزرگی در اطراف بقعه می باشد که ساکنان روستاهای اطراف زیارتگاه  ،اموات خود و  را در این محل به خاک می سپارند و در عصر پنجشنبه ها برای ادای احترام به در گذشتگانوفرستادن فاتحه راهی این مکان مقدس می شوند.   ( دراین زیارتگاه اموات و شهیدان روستاهای همجوار به خاک سپرده شده اند.)
تپه ایی سرسره مانند در پانصد متری شمال بقعه مباشد که به نام سرسره ایوب معروف است و در زمانهای قدیمی تر جوانان جهت بازی و سرسره خوردن به این محل می رفتند اما امروزه این بازی ها دیگر طرفدار چندانی ندارد.
 محل دیگری در این زیارتگاه وجود دارد که به گله ایوب معروف است و عده ایی اعتقاد دارند که گوسفندان حضرت ایوب(ع) در این محل تبدیل به درخت شده اند و حتی چوپانی هم برای آن متصور می شوند.البته باید چنین مکانی را از نزدیک دید و بعد در مورد آن قضاوت کرد.من اولین بار که آنها را دیدم خیلی تعجب کردم و برایم جالب بود.
این مکان که در عکس زیر به نمایش گذاشته شده در هفتصد متری شمال غربی زیارتگاه کنار تپه ایی واقع شده است وهمچنین محل ورود به جاده منتهی به زیارتگاه هم می باشد



نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(0)

مروری بر گیاهان خودرو در منطقه

مروری بر گیاهان خودرو در منطقه

به نام خدا

درکوه ایوب که روستای دم افشان در دامنه شمالی آن قرار گرفته گیاهان خودروی زیادی ازجمله: آویشن، اسپند، بابونه، پرسیاوش، پونه کوهی، ترشک، تره کوهی، چالمه، خارشتر، ختمی، خاکشیر، رازیانه، شنگ شیره، شیرین بیان، کنگر، گاوزبان، گون، و.....می روید که افراد روستا از بعضی از آنها مانند آویشن جهت مصرف دارویی و معطر کردن غذاها، اسفند برای دود دادن و پاکیزگی خانه و کنگر جهت مصرف غذایی استفاده بیشتری می برند.

البته گیاهان بیشتری به صورت خودرو در این کوه و سرزمین های اطراف آن می روید که نشان دهنده کثرت تنوع گیاهی این منطقه است و چون هنوز مطالعه ایی روی آنها صورت نگرفته و یا این گیاهان بصورت علمی جمع اوری نشده اند نمی توان در مورد آنها قضاوت درستی کرد ویا به ذکر اسامی کامل آنها پرداخت و تنها اطلاعاتی که داریم از افراد قدیمی تر که تا اندازه ایی بهتر از ما ،گیاهان اطراف مان را می شناختند بدست آمده است.

لازم به توضیح است که در این سال های اخیر به دلیل استفاده بی رویه ، خشکسالی ،چرای احشام در مناطقی که رویش این نوع از گیاهان بیشتر بود و عواملی دیگر تنوع گیاهی منطقه کمتر شده و در جایی که به وضوح گیاهان با ارزشی می رویید حالا اثری از آنها نیست و یا خیلی کمتر شده است.بنابر این جای دارد جهت حفظ و نگهداری حداقل عرصه طبیعی منطقه چاره جویی بیشتری بکنیم .

بعضی از گیاهان نام برده شده در بالا در زمین های اطراف روستا(زمین های کشاورزی) هم می رویند که از جمله آنها می توان از کنگر ، شنگ، شیرین بیان، خاکشیر و ..... نام برد که با توسعه کشاورزی از تنوع آنها کاسته شده و بجای آنها علف های هرز در مزارع بیشتر شده است .

چون بعضی از گیاهان نام برده شده در بالا مانند آویشن ، اسفند ،کنگر و .... در این منطقه بیشتر می روید لازم دیدم در مورد آنها اطلاعات بیشتری به شما ارایه بدهم و در مقالات دیگری در مورد بقیه گیاهان موجود در اطراف روستای دم افشان بحث خواهیم کرد.

ابتدا از گیاه آویشن شروع می کنیم: این گیاه در همه جای دامنه کوه ایوب می رویدگیاهی است از تیره نعناع، پر شاخه، درختچه‌ای کوتاه و به اشکال و انواع مختلف بعضی با ساقه مدور وگاهی با ساقه چهار گوش که به نام آویشن پهن و باریک شناخته می شود این گیاه با گلهای آبی خوش رنگ بوی بسیار مطبوع و مزه تندی دارد بطوریکه وقتی در این کوه قدم می زنی عطر مطبوع آن در همه جا پراکنده است و انسان را به وجد می آوردو همانطور که گفته شد روستاییان بیشتر برای مصرف غذایی از آن استفاده می کنند بطور مثال:بر روی ماست می ریزند تا معطر شود و یا در غذا پختن به مقدار کم استفاده می شود و کمتر از خاصیت طبی آن بهره می برند ولی در سالهای قدیمی تر بعضی از افراد سالخورده که از خواص طبی آن اگاهی بیشتر داشتند استفاده زیادتری از آن می کردند و به دیگران هم توصیه می کردند از آن در جای خود بیشتر استفاده کنند.

خواص آویشن زیاد و متنوع می باشد و نمی شود در اینجا در مورد همه آنها بحث کرد ولی جهت داشتن اطلاعات اولیه به اختصار به چند خواص آن اشاره می کنم.

آویشن به دلیل داشتن طبع گرم و خشک برای افزایش اشتها، رفع خستگی و ضعف مفرط، درمان زکام و دردهای مفصل و گرفتگیهای عضلانی و نیز، جهت تقویت معده، طحال و کلیه مفید است. همچنین، از آویشن به عنوان خاصیت گندزدایی، ضد التهاب، ضد قارچ و ضد میکروب نام برده می شود.خوردن برگ تازه آویشن با غذا جهت تقویت دید چشم مفید بوده و عمل هضم غذا را نیز، تسهیل می کند. این گیاه داروی بسیار خوبی برای دستگاه تنفسی و بیماریهایی از قبیل زکام، برونشیت، آسم، گریپ و .... است. همچنین این گیاه داروی خوبی برای معده می باشد و ناراحتیهای معده را از نظر هضم، نفخ به طور کلی برطرف می کند.

البته لازم به یاذآوری است از گیاه آویشن به اندازه و به جای خود باید استفاده شود و از مصرف زیاد آن پرهیز نمود زیرا زیاده روی در مصرف آویشن کلیه را تحریک نموده موجب بروز آلبومین در ادرار-تضعیف عضله قلب-ایجاد سر گیجه و بروز صداهایی در گوش می شود.

گیاه بعدی که می خواهم در مورد آن بحث کنم اسفند یا اسپند نام دارد و در اطراف روستای دم افشان به وفور یافت می شودالبته این گیاه در همه جای دامنه کوه ایوب رشد می کند و مردم از آن استفاده می کنند.

اسفند گیاهی است علفی ، چند ساله ، کم ارتفاع ، پر برگ ، برگ ها با تقسیمات باریک و نا منظم ، گلهای آن به رنگ سفید تیره ، میوه آن کپسول نشکفته ، مدور و کروی شکل که دانه های سیاه رنگ اسپند در داخل آن قرار دارد و روستاییان از همین دانه های سیاه رنگ بیشتر جهت خوشبو کردن و ضد عفونی منازلشان استفاده زیادی می کنند.البته این گیاه خواص زیاد دیگری هم دارد که به اختصار به آنها اشاره ایی خواهم کرد مانند:ضد عفونی کننده قوی ، محرک ترشح شیر ، قاعده آور ، تحلیل برنده بادهای روده ، مدر ، ضد کِرم کدو ، مفید برای بیماریهای عصبی ، صرع ، فلج ، جنون ، نسیان ، رفع کننده استسقاء ، یرقان ، مسکن سیاتیک ، تصفیه کننده خون می توان نام برد.

و در آخر در مورد گیاه کنگر معمولی صحبت خواهیم کرد. این گیاه به وفور در دامنه کوه ایوب و هم چنین در اطراف روستای دم افشان یافت می شود و ساکنان منطقه در اوایل بهار جهت مصارف غذایی از آن استفاده می کنند.

کنگر معمولی گیاهی است خودرو با برگ های خاردار و ساقه که در ابتدا درون خاک قرار گرفته است . دم برگ داخلی سفید رنگ ، راس ساقه و هاگدان قسمت های خوراکی این گیاه را تشکیل می دهد وباید قبل از گل کردن گیاه آن را از خاک در آورد و بعد از تمییز کردن و شستن از آن در سوپ ، خورش و سالاد مورد استفاده قرار داد. زمان به گل نشستن این گیاه از بهار تا نیمه ی تابستان است که به عواملی چون شرایط اقلیمی و گرمای هوا وابسته است.

سرگل های این گیاه به عنوان سبزی مصرف می شود که برای دستگاه گوارش مقوی بوده و به هضم مواد غذایی کمک می کند. عصاره ی برگ و ریشه ی کنگر برای جلوگیری از رسوب چربی در جدار رگ ها مفید بوده و در درمان یرقان ، سوء هاضمه ، احساس ناراحتی در معده ، نفخ ، بی اشتهایی ، تهوع ، اسهال خفیف یا یبوست ، نارسایی کبد ، دفع مزمن آلبومین و کم خونی بعد از جراحی موثر بوده و از کبد در برابر سموم شیمیایی محافظت می کند.

کنگر طبیعتی گرم و خشک دارد و به همین علت آن را با ماست نیز می‌خورند و در ضمن برای آن دسته از افرادی که گرم‌مزاج هستند، خوردن آن توصیه می‌شود. علاوه بر این، کنگر منبع غنی پتاس است.

برگرفته:www.damoshan.persianblog.ir

 




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(0)

گیاه آویشن

گیاه آویشن

آویشن با نام علمی Thymos یکی از گیاهان دو لپه است. اسم این گیاه از لغت یونانی Thymos گرفته شده که به معنای جرات و قدرت است و می‌تواند نمادی برای اثر دارویی و شفابخشی این گیاه باشد. این گیاه از خانواده نعنائیان ( Lamiaceae ) و منشاء پیدایش آن مناطق دریای مدیترانه است. این گیاه از گیاهان چند ساله بوده و تا ارتفاع ۴۰ سانتیمتر رشد می‌کند و بر روی شاخه‌های کوچک و چوبی‌اش ، برگهای نوک تیز به رنگ سبز تیره می‌رویند.

  از برگهای بسیار خوش عطر آن اغلب به عنوان ادویه یا دارو استفاده می‌شود. از گلهای سفید متمایل به صورتی رنگ آن در تابستان بوی شامه نوازی به مشام می‌رسد. گونه‌های بی‌شمار و متفاوتی از انواع این گیاه وجود دارد. عصاره این گیاه عطر تندی دارد و نوع تازه آن از عطر بیشتری برخوردار است.

آویشن کوهی :

  آویشن کوهی یکی از گیاهان زیبا و معطر است که در اکثر مناطق معتدله رویش دارد. نمونه اهلی این گیاه آویشن شیرازی است که به صورت کشت داده شده مورد بهره برداری قرار می‌گیرد و در شیراز کشت می‌شود. از نظر شکل ظاهری و طعم این دو نوع آویشن باهم فرق دارند. البته خواص درمانی آویشن کوهی بسیار بیشتر از آویشن شیرازی است.

خواص دارویی :

  این گیاه بوی بسیار مطبوع و مزه تندی دارد و به خاطر خاصیتش در شدت دادن به جریان خون ، به هر عضوی که مالیده شود خون به آن طرف سرازیر می‌شود. برای ریزش مو ، جوشانده این گیاه استفاده می‌شود تا جریان خون را در آن قسمت بیشتر کرده و پیاز مو تغذیه شود. این گیاه داروی بسیار خوبی برای دستگاه تنفسی و بیماریهایی از قبیل زکام ، برونشیت ، آسم ، گریپ است. همچنین این گیاه داروی خوبی برای معده می‌باشد و ناراحتیهای معده را از نظر هضم ، نفخ بطور کلی برطرف می‌کند.

۵۶۷۵۷۵۶۷۵.jpg

آویشن باغی :

خصوصیات گیاه شناسی :

  آویشن باغی گیاهی خشبو ، چند ساله و متعلق به خانواده نعناع (Lamiaceae) می‌باشد. منشأ این گیاه نواحی مدیترانه گزارش شده است. ارتفاع این گیاه متفاوت و بین ۲۰ تا۵۰ سانتی‌متر است. برگها کوچک ، متقابل و کم و بیش نیزه‌ای شکل بوده و پوشیده از کرکهای خاکستری رنگ است. گلها کوچک ، سفید ، ارغوانی یا صورتی است که در قسمت فوقانی ساقه‌هایی که از بغل برگها خارج می‌شوند روی چرخه‌هایی به صورت مجتمع پدیدار می‌شوند. میوه دراین گیاه فندقه به رنگ قهوه‌ای تیره بوده و طول آن یک میلی‌متر است. داخل میوه‌ ۴ دانه به رنگ قهوه‌ای تیره وجود دارد. وزن هزار دانه ۰٫۲۵ تا ۰٫۲۸ گرم است.

مواد موثر :

  پیکر رویشی آویشن باغی حاوی مواد موثر واز نوع اسانس می‌باشد. اسانس این گیاه زرد رنگ بوده و مقدار آن بین ۱ تا ۲ درصد متغیر است. مهمترین اجزاء تشکیل دهنده اسانس را تیمول ، کارواکرول و پاراسیمول تشکیل می‌دهد. پیکر رویشی همچنین حاوی تانن ، فلاونوئید ، ساپونین و نیز مواد تلخ می‌باشد.

اثر درمانی :

  مواد موثر آویشن باغی خلط آور بوده و برای معالجه سرفه مورد استفاده قرار می‌گیرد. از تنتور و عصاره‌های الکلی پیکر رویشی این گیاه برای معالجه سرفه ، گلودرد ، برونشیت و آسم استفاده فراوان می‌شود.

سایر کاربردها :

  مواد موثر آویشن باغی درصنایع غذایی به مقادیر فراوان کاربرد دارد. از تیمول و کارواکرول آن به عنوان نگهدارنده مواد غذایی در صنایع غذایی استفاده می‌شود. اسانس آویشن باغی همچنین خاصیت شدید ضد باکتریایی و ضد قارچی دارد. از مواد مؤثره این گیاه در صنایع آرایشی و بهداشتی و در تهیه کرم‌ها ، عطرها ، لوسیونها ، دهانشویه‌ها و پماد استفاده می‌شود. از اسانس این گیاه به عنوان آروماتراپی (درمان با مواد معطر) استفاده شده و درخمیر دندان نیز به عنوان یک ماده ضد باکتری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فرآورده‌ها :

  از این گیاه داروهایی به شکل شربت ، قرص مکیدنی ، بخور ، قرص ، اسانس و همچنین ترکیبات آروماتراپی تهیه می‌شود. از عصاره‌های آبی ، آبی – الکلی و پروپیلن گلایکولی آویشن باغی نیز در تهیه شامپو ،‌کرم، پماد و دیگر فرآورده‌های استفاده فراوان می‌شود.

استفاده در آشپزی :

  در حال حاضر ، بسیاری از غذاهای کشورهای جنوب اروپا بدون آویشن معنی و مفهوم خود را از دست می‌دهند. این گیاه تقریبا در ترکیبات ادویه‌ای ، نقش اساسی دارد و در آشپزی غذاهای سنگین از آن استفاده فراوانی می‌شود. آویشن علاوه بر بهبود طعم غذا ، باعث سرعت بخشیدن به عمل هضم نیز می‌شود. مصرف آن ، مخصوصا در وعده‌های غذایی سنگین توصیه می‌شود.

از لحاظ طعم ، این گیاه با ریحان ، نوعی آلو ، جوز هندی ، اکلیل کوهی و مریم گلی شباهت دارد. از آویشن در این غذاها استفاده می‌شود: سرخ کردنیها ( مخصوصا گوشت بزغاله) ، ماهی ، پرنده ، سس اسپاگتی ، سس گوجه فرنگی ، سوپ سبزیجات ، سالاد ، غذاهای قارچ‌دار ، گوشت چرخ کرده در حجم زیاد ، خورشتها و غذاهای سیب زمینی‌دار. این گیاه باید دور از نور و رطوبت و در شیشه‌های ضخیم و سربسته یا قوطیهای فلزی نگهداری شود.




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(0)

مشکلات روستای دم افشان

مشکلات روستا

یکی از مشکلات روستا ریختن کود احشام و آشغال در پایین روستا نزدیک مسجد و حسینیه می باشد که از قدیم رواج داشته است و علاوه بر اثرات زیان بار بر سلامتی موجب عدم زیبایی در اطراف این اماکن مقدس و چهره روستا شده است.جادارد شورای روستا به کمک دهیار محترم فکری به حال این معضل قدیمی بکنند.

برگرفته:www.damoshan.persianblog.ir




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(0)

شورای اسلامی روستا

شورای اسلامی روستا

اعضای شورا:

1-آقای فلامرز کشاورز

2-آقای علی کاکا شکری

3-آقای آیت ا.. صداقت

وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا

 ماده68- وظایف شورای اسلامی روستا:

 الف – نظارت بر حسن اجرای تصمیمهای شورای اسلامی روستا .

 ب ( اصلاحی 6/7/1382 ) – ارائه پیشنهاد جهت رفع کمبودها ، نارسایی ها و نیازها به مقامات ذیربط . مقامات  مذکور موظف به بررسی پیشنهادها و ارائه پاسخ ، حداکثر ظرف مدت دو ماه ، به شورا هستند . در صورت  عدم ارائه پاسخ در موعد مقرر ، مراتب برای پیگیری قانونی به اطلاع مقامات مافوق می رسد .

 ج ( اصلاحی 6/7/1382 ) – تشکیل گردهمایی عمومی جهت ارائه گزارش کار و دریافت یشنهادها

 و پاسخ به سؤالات و جلب مشارکت و خودیاری مردم برای پیشبرد امور روستا حداقل دو بار در سال و

 با پانزده روز اعلام قبلی

 د- تبیین و توجیه سیاستهای دولت و تشویق و ترغیب روستائیان جهت اجرای سیاست های مذکور .

 ﻫ - نظارت و پیگیری اجرای طرحها و پروژه های عمرانی اختصاص یافته به روستا .

 و – همکاری با مسئولان ذیربط برای احداث ، اداره ، نگهداری و بهره برداری از تأسیسات عمومی ، اقتصادی ،  اجتماعی و رفاهی مورد نیاز روستا در حدود امکانات .

 ز – کمک رسانی و امداد در مواقع بحرانی و اضطراری مانند جنگ و وقوع حوادث غیرمترقبه و نیز کمک به

 مستمندان و خانواده های بی سرپرست با استفاده از خودیاریهای محلی .

 ح – تلاش برای رفع اختلافات افراد و محلات و حکمیت میان آنها .

 ط - ( اصلاحی 6/7/1382 ) – پیگیری شکایات اهالی روستا از ادارات حوزه مربوط از طریق مقامات مسئول . 29

 ی – همکاری با نیروهای انتظامی جهت برقراری امنیت و نظم عمومی .

 ک – ایجاد زمینه مناسب و جلب مشارکت عمومی در جهت اجرای فعالیتهای تولیدی وزارتخانه ها و سازمانهای  دولتی .

 ل -( اصلاحی 6/7/1382 ) – فراهم نمودن زمینه مشارکت و جلب همکاری مردم در جهت ایجاد و توسعه

 نهادهای مدنی ، کتابخانه و مراکز فرهنگی ، بهبود و ارتقای فرهنگی اقشار مختلف بویژه جوانان و بانوان و

 برنامه ریزی در انجام خدمات اجتماعی ، اقتصادی ، عمرانی ، بهداشتی ، فرهنگی ، آموزشی ،  سوادآموزی و سایر امور با موافقت و هماهنگی مراجع ذیربط .

 م – انتخاب فردی ذی صلاح به سمت دهیار برای مدت چهارسال براساس آیین نامه مربوط و معرفی به بخشدار  جهت صدور حکم .

 تبصره – عزل دهیار با رأی اکثریت اعضای شورای اسلامی روستا براساس آئین نامه مربوط انجام می شود و  به بخشدار جهت صدور حکم عزل اعلام می گردد .

 ن - ( الحاقی 6/7/1382 ) – ایجاد زمینه مناسب برای توسعه اشتغال و جلب مشارکتهای عمومی در جهت

 گسترش فعالیتهای تولیدی .

 س - ( الحاقی 6/7/1382 ) – مشارکت در تهیه طرحهای هادی روستا و بهسازی بافتهای فرسوده و ضوابط و  مقررات ساخت و ساز .

 ع - ( الحاقی 6/7/1382 ) – نظارت بر حسن اجرای مقررات مربوط به حفاظت و بهسازی محیط زیست روستا و  بهره برداری از منابع طبیعی و جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ عمران ، مزارع ، باغها ، مراتع ، جنگل ها  ، محدوده های زیست محیطی ، احیاء و لایروبی قنوات و نهرهای متروکه و ارائه طرح و پیشنهاد در این  زمینه ها به شورای بخش .

 ف- ( الحاقی 6/7/1382 ) – بررسی برنامه های پیشنهادی ارگانهای اجرایی در زمینه های اجتماعی ،

 اقتصادی ، عمرانی ، بهداشتی ، فرهنگی ، آموزشی و سایر امور رفاهی از نظر تطبیق با ضرورت های

 موجود در حوزه انتخابیه شورا و ارائه گزارش نارسایی ها به شورای مافوق و مراجع اجرایی ذی ربط .

 ص - ( الحاقی 6/7/1382 ) – نظارت بر حفظ و نگهداری تأسیسات عمومی و عمرانی و اموال و دارایی های  روستا .

برگرفته:www.damoshan.persianblog.ir





نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(1)

بازی های محلی و ورزش در روستا

بازی های محلی و ورزش در روستا

بازی های محلی

بازی های محلی در همه مناطق روستاهای ایران از قدیم رواج داشته است که بعضی از این بازی ها در سطح خاصی از این مناطق رایج بوده و مخصوص همان جاها می باشد اما بیشتر بازی ها جنبه عمومی داشته و به شکل کم و بیش مشابهی در بیشتر مناطق بازی می شده است.

در روستای دم افشان هم بازی های محلی از قدیم رواج داشته اگرچه از شدت آن کاسته شده اما گاه گاهی بچه های کوچکتر آنها را تجربه می کنند.

در سالهای نه چندان دور بزرگترها در پایین ده (زمین کنار مدرسه) دور هم جمع می شدند ضمن گفتگو با هم و آفتاب گرفتن در حاشیه دیوار مدرسه به بازی کمربندبازی و لپر بازی می پرداختند و بدین طریق خود را سرگرم می کردند.البته این بازی ها بیشتر در  اواخر فصل پاییز و زمستان که کارها کمتر بود انجام می گرفت .

بيشتر بازي ها توسط بچه ها و جوان ترهاي روستا انجام مي شد كه با مدرنيته شدن روستاها كم كم اين بازي ها در حال منسوخ شدن است.

بازی های محلی رایج در روستا:

هفت سنگ-کمربندبازی(کو و درنه)-قایم باشک(چشم بگیرک)-لپربازی-وسط بازی-تیله بازی-سکه بازی-پرتاب سنگ و ...

هفت سنگ

افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار می گیرند تا به نوبت با توپ سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و سنگ ها ریخته شد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنندو همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا انها را روی هم بچینند و ببرند.اگر گروه دوم یکی از نفرات گروه اول را با توپ بزنند تیم گروه اول بازنده حساب می شوند و باید جای خود را با گروه دوم عوض کنند. 

برگرفته:www.damoshan.persianblog.ir




نویسنده : paygahdamafshan تاریخ : شنبه 08 بهمن 1390 ارسال نظر(1)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه مقاومت امام هادی(ع)روستای دم افشان مي باشد.